تبليغاتX
ما 3 نفر

ما 3 نفر

زمانی که به راستی آرزویی داشتی تمام کاینات به نحوی عمل میکنند که به آرزوی خود برسی

 

یه ساله که هیشکی اینجا نیومده!!

یادش بخیر چه روزایی بود...

تولدت مبارک دوست جون

 

.......................................

از کجا شروع کنم؟؟؟؟

شاید خیلی ها ازش فرار کنن.

شاید خیلی ها دیگه دوست نداشته باشن بیان سراغش. یا اینکه ازش خوششون نیاد. البته خیلی ها هم بهش وابسته هستن و ازش نمی تونن دل بکنن.

می پرسی چیو می گم؟

اینترنت و چت و وبلاگ و این حرفا.......

راستش اینارو گفتم تا به یه مورد اشاره کنم.

یه خاطره همیشگی تو زندگیم. یه دوست که همه خاطرات من از اینترنته.

کسی که برای همیشه خاطره اون تو ذهنم می مونه.

نمی خوام زیاد تعریف کنم. چون می ترسم اینطوری به نظر بیاد که دارم تعارف می کنم. اما خوب فکر می کنم که خودش بدونه چقدر...............

 

الان اولین ساعات بامداد میلاد دوست خوبم پریسا ست.

نمی دونم چطوری می تونم بهش تبریک بگم.  شرایطی فراهم نیست که بهش هدیه ای هم بدم اما خوب گفتم شاید چند تا جمله بتونه به عنوان یادبود و تبریک باشه.

پریسای عزیز. این چهارمین میلادیه که دارم بهت تبریک میگم. ایشالا تا هر وقت که زنده هستی زیر سایه ی خانواده و در کنار سایر عزیزانت موفق و شاد و سلامت باشی.

از خدا می خوام به یمن همین ماهی که پیش رو هست آرزوت رو براورده کنه و کمک کنه تا بتونی در یک رشته مناسب در یک شهر دلخواه قبول بشی و حاصل زحماتت رو ببینی.

از خدا می خوام هیچوقت دلت رو غمگین نکنه و درهای موفقیت رو برات باز بذاره.

این چندتا جمله همه احساس من بود.

امیدوارم از من پذیرا باشی

با یه دنیا آرزوهای قشنگ

پریسای عزیز

تولدت مبارک

خداحافظی

سلام دوستان.من مهسا هستم... باید بگم این مدتی که اینجا بودم خیلی برام لذت بخش بود , ولی الان دیگه تصمیم گرفتم که نیام.خداحافظ همتون

ال پاچينو

 

 

بدون شك ال پاچينو يكي از مفاخر سينماي دنياست.

او با بازي هاي بياد موندني خودش اسمش رو در تاريخ سينماي دنيا براي هميشه ثبت كرده.

 براي شما چند عكس ار اين بازيگر گذاشتم.

و در ادامه طي گفتگوي كوتاه تلفني كه با اين بازيگر داشتم مصاحبه اي رو ترتيب دادم كه در ادامه خواهيد خوند.

 

 

 

سلام عزيزم خوبي؟

 

-سلام علي جان. من خوبم تو خوبي؟  بابا ديگه به ما سر نمي زني؟

 

 

شرمنده باور كن سرم شلوغه؟

 

-برو بابا خودت رو سياه كن. از وقتي پاي محمدرضا و بهرام به سينما وا شده ديگه مارو فراموش كردي. باشه يادم مي مونه. اصلا نمي خواستم باهات مصاحبه كنم اما فقط به حرمت وبلاگ پر طرفدار پرشاد كه مصاحبه كردم.

 

 

بابا چرا تند ميري؟ اصلا محمدرضا كيه؟ بهرام كدومه؟

 

-مثلا مي خواي بگي نمي شناسي؟ منظورم گلزار و رادان ديگه. ديگه ما پير شديم. رفتي سراغ جوونا؟

 

 

تو اينا رو از كجا مي شناسي؟ تازه من كه به اونا كاري ندارم.

 

-چي ميگي؟ همه دنيا اينارو مي شناسن. قول مي دي اينو كه مي گم توي وبلاگ ننويسي؟

 

 

باشه. قول مي دم. چيو ميگي حالا؟

 

- وقتي توفيق اجباري توي لس آنجلس اكران شد من رفتم ديدم.

 

 

 

عجب؟؟؟!!!!!!  نگفته بودي. اما خوب چرا نمي خواي اينو بنويسم؟

 

-آخه من با عينك آفتابي رفتم ازش امضا هم گرفتم. كلي هم ذوق كردم؟

 

 

خوب بگو ببينم رادان رو از كجا مي شناسي؟

 

 

- بابا مگه تو سنتوري رو نديدي؟

 

 

آره ديدم. اما مگه تو ديدي؟ ديگه اين يكي كه توي لس آنجلس اكران نشده. از كجا ديدي؟

 

-تو چطوري ديدي وقتي اكران نشده؟

 

 

خوب من توي خيابون آزادي گرفتم. يارو كنار پياده رو بساط پهن كرده بود مي فروخت. منم ديدم داره خريدم.

 

-خب منم از كنار خيابون خريدم ديگه.

 

 

حتما كنار خيابون تو آمريكا؟

 

-نه. اما خوب نمي تونم بگم از كجا مي خرم. آخه فروشندهش  غير مجازه  نمي خوام لو بره. آخه من تمام فيلمارو از اون مي گيرم حتي فيلماي هاليوود رو.

 

 

بابا تو ديگه چرا؟ تو ديگه چرا به صنعت سينما خيانت مي كني؟

 

-اتفاقا سوال خوبي پرسيدي. اونجا كه من زندگي مي كنم سينما سر كوچمونه ، اما هم تنبليم مياد برم و هم اين فيلماي قاچاقي ارزونه خيلي حال مي ده. تازه هاليوود كه به اون صورت ضرر نكرده. اصلا بگو ببينم شما ايرانيا چرا اينكارو مي كنين؟ مگه شما ها ادعاتون نمي شه كه مسلمونين؟ مي دونين گناه داره . اون بدبخت تهيه كننده چقدر هزينه كرده بعد شما ها............................  اصلا خود تو چرا.....................؟

 

 

در اين لحظه من از خجالت پاسخي نداشتم بههش بدم.

 

و اما ادامه مصاحبه.

 

 

خوب بگذريم. گفتي سنتوري رو ديدي؟ نظرت رو راجع به سنتوري بگو.

 

-خيلي باحال بود. مخصوصا اون قسمتايي كه آهنگ داشت. آدم ياد فيلم فارسياي قبل انقلاب ميوفته.

اونجاش كه ميگه گوشي رو بردار تا صدات.................... جو منو گرفت  بلند شدم برقصم كمرم گرفت. بعد اون حادثه دو روزي بيمارستان خوابيدم.

 

 

از تو ديگه گذشته. توي اين سن و سال رقص چيه؟

 

-بابا اين بهرام چنان رفته بود تو حس كه منم  نا خوداگاه..........

 

 

مي خوام چندتا سوال به شيوه رشيد پور بپرسم. كوتاه نظرت رو بگو

 

-باشه بپرس.

 

 

محمد رضا شريفي نيا؟

 

-هيچي نمي گم فقط نگاه مي كنم.

 

 

انرژي هسته اي؟

 

-احتمالا حق مسلم ماست.

 

 

كامران و هومن.

 

-زوج هنري مورد علاقه من.

 

 

رضا صادقي؟

 

-قربون صدا مخمليش برم

 

 

رضا رشيد پور

 

-كاش مي شد با منم مصاحبه كنه.

 

 

خوب بگو ببينم بزرگترين آرزوت چيه؟

 

-براي يكبارم كه شده تو فيلماي ايرج قادري بازي كنم. البته خيلي هم دوست داشتم با بيك ايمانوردي هم بازي باشم كه قسمت نشد و عمر اون بنده خدا قد نداد. خدا بيامرزتش.

 

 

خوب عزيزم چون مي دونم بايد بري سر ضبط فيلم و وقتت محدوده ديگه مزاحمت نمي شم. براي پايان اگه حرف خاصي براي دوست دارانت داري بگو.

 

در همين لحظه باتري موبايلش تموم شد و آخر مصاحبه ما ناقص موند.

 

اگه قسمت باشه بازم براتون از اين مصاحبه ها مي ذارم. البته اين دفعه بازيگر خانوم.

 

پایان مقطعی استرس

 

سلام

از امروز و تا وقتی که خدا توفیق بده و البته اجازه داشته باشم میخوام این وبلاگ رو به روز کنم.

با مطالب متنوع.

از درددل خودم گرفته تا مطالب سر گرم کننده و خیلی چیزای مختلف.

بعد از یک ترم خسته کننده که به ظاهر کوتاه اما در باطن طاقت فرسا بود حالا من موندم و نگاهی به کورسوی امید آینده.

امتحانات این ترم هم گذشت. هر آنچه که بهش فکر می کردم برعکس اتفاق افتاد.

بتن و فولاد که به نظر سخت بودم و جزو درسهای طراحی به شمار میان رو به خوبی پشت سر گذاشتم تا حدی که اگر یکم خوش شانس بودم و وقت کم نمی آوردم می تونستم حتی بیست بگیرم.

مکانیک خاک رو که با وجود سختی خوب دادم و درس آیین زندگی رو با همه حجمش ضربه فنی کردم اما سه تا امتحان آخرم اوضاع جالبی نداشت.

آمار و احتمال مهندسی که مسخره هم هست هرچی به ذهنم میومد نوشتم.

محاسبات از بس سخت بود مجبور بودم حذف کنم چرا که اگر پاس هم می کردم ممکن بود نمره پایینش معدل منو نابود کنه.

مکانیک سیالات هم آخرین امتحانم بود و همونطور که دوستان مکانیک و عمران مطلع هستن جزو دروس سخت و بسیار حساس دانشگاهیه.

خوب یا بد چه این دروس پاس بشن و چه نشن این ترم هم گذشت. با همه خستگی ها و.....

راستش اگه جز این راهی برای پیشرفت بود حتما می رفتم سراغ راه دیگه.

نمی گم درس خوندن سخته اما تحمل شکست توی این عرصه از تمام عرصه های دیگه سخت تره.

نمی خوام زیاد از درس و امتحان صحبت کنم.

فقط اینو می گم که مهسا و پریسا هم هر دو تا کنکور رو دادن و بعد از مدتها دارن استراحت می کنن و جا داره به هر دوشون خسته نباشید بگم و براشون آرزوی موفقیت دارم.

نمی دونم که آیا به اینجا سر می زنن یا نه اما خوب اینجا خونه خودشونه و در واقع صاحب اصلی اونا هستن. امیدوارم موفق باشن.

 

یه ۱۴ روزی از شروع فصل تابستون می گذره و خیلی از ماها برنامه های خاص خودمون رو داریم.

یه عده میرن مسافرت و گردش و تفریح.

یه ده کلاس ثبت نام می کنن. از کلاس درسی گرفته  تا کلاس های ورزشی و هنری و ..........

یه عده به کارای عقب افتادشون می رسن و یه عده هم انگار براشون فرق نمی کنه تابستون باشه یا زمستون مثل خیلی از کارمند های ادارات که با گرما عرق می کنن و با سرما می لرزن.

 

من که توی این روزای گرما دلم یه عالمه برف می خواد و معمولا تو روزای سرد و ناراحت کننده ی سرما دلم آفتاب می خواد.

هرچند توی این هفته ای که گذشت بارون رو هم دیدم که جا داره که اینجا از خدای متعال مراتب تشکر رو داشته باشم که عنایتی هم به ما داره و اگر امکانات بارش برف نیست لا اقل بارون رو توی این گرما از ما دریغ نکرده.

در روزهای آینده میام و بیشتر می نویسم و بیشتر می حرفم.آخه دلم خیلی پره و خوب کسی رو هم ندارم که بخواد حرف دل کسی مثل من رو گوش بده.

زیادی حرف زدم.

امیدوارم از خوندن این حرفا سردرد نگرفته باشین.

موق و پیروز باشید

علیرضا

 

 

 

سلام

راستش این روزها برای اهالی وبلاگ روزهای مهمیه که بیش از حد مشغله درست کرده برامون.

کنکور برای پریسا و مهسا و امتحانات پایان ترم دانشگاه برای من حسابی مشغله درست کرده و با این وجود که من مدتیه آفتابی نشدم اما به شدت نگران امتحانات هستم.

از هر کسی که احتمالا این متن رو می خونه می خوام که برای ما سه تا دعا کنه تا بتونیم از این مقطع مهم به سلامتی عبور کنیم.

به محض اینکه از امتحانات عبور کنم و سرم خلوت بشه حتما میام و بیشتر از گذشته به وبلاگ می پردازم.

 

موفق و پیروز باشید

علیرضا

دوستت دارم خدای من

                       
 
 
 
گفتم : خدای من ، دقايقی بود در زندگانيم که هوس می کردم سر سنگينم را که پر از دغدغه ی ديروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برايت بگويم و بگريم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت برمن تکيه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستی . من همچون عاشقی که به معشوق خويش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اينگونه زار بگريم ؟
گفت : عزيزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آيد عروج می کند ،اشکهايت به من رسيد و من يکی يکی بر زنگارهای روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اينگونه می شود تا هميشه شاد بود .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟
گفت : بارها صدايت کردم ، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمی رسی ، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيز از هر چه هست از اين راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسيد .
گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزيت دادم تا صدايم کنی ، چيزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدايم کنی ، چيزی نگفتی ، بارها گل برايت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برايم بگويی آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردی .
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز
گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنيدن خدايی ديگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد
بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفايت می دادم .
گفتم : مهربانترين خدا ، دوست دارمت ...
گفت : عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت

تاريخچه موسيقي رپ

سلام

با توجه به پست قبلي و براي بيشتر شدن اطلاعات خودم هم كه شده توي يكي از سايت ها اطلاعاتي در مورد موسيقي رپ پيدا كردم.

البته در مورد اين نوع موسيقي جاي حرف بسيار هست و خود من هم به اين نوع موسيقي انتقادهاي زيادي دارم اما خوب به سليقه همه آدما احترام مي ذارم.

متن پايين به طور كلي در مورد تاريخچه رپ هست و چندان نقد و بررسي نكرده.

منم نظر شما رو به اين متن كوتاه ولي تا حدودي جالب جلب مي كنم:

 

 

 

قبل از هر چیز بدانید:رپ در لغت به معنای صحبت تند و
 
رک و بی پرده،گپ زدن،صحبت خودمانی و دردودل کردن
 
است!
 
موسیقی رپ به طور کلی در میان مردم افریقا و
 
سیاهپوستانی که در آمریکا به دنیا آمدند پا به عرصه
 
وجود نهاد.منشا پیدایش آن را می توان از غرب افریقا که
 
در آن قبیله نشینها با احترام زیادی موسیقی"مردان
 
سخن" را اجرا می کردند،می دانست.بعدها با انتقال
 
بردگان به آمریکا موسیقی آنان با موسیقی آمریکایی در
 
هم آمیخت.

 


یکی از سرچشــمه های موسیقی رپ شکلــی از
 
داستانهای عامیــانه ی مردم جامائیـکا است که به
 
توسـت ها معروف است.این "توست ها" نقالهایی بودند
 
 که به همراه ریتم به نقل داستان می پرداختند.بیش از
 
 صد سال بعد موسیقی رپ و رپ سرایی به صورت
 
هنری کوچه بازاری در آمد.
 

درست همانند "Doo-Wop" این موسیقی نیز در دهه
 
پنجاه در گوشه و کنار حیاط مدرسه ها و خیابانها رواج
 
یافت.این نوع موسیقی به آرامی در میان جوانان سیاه
 
پوست نیویورک،واشنگتن و فیلادلفیا محبوبیت به دست
 
 آورد.آوازهای رپ اولیه به صورت داستانهای غلو آمیزی
 
بودند که خوانندگان آنها را علیه دیگر خوانندگان می
 
سرودند.این موسیقی در سال 1974 به صورت ضیافتهای
 
 آپارتمانی در نیویورک اجرا شد.با موفقیت مالی آلبوم
 
Rapper's Delight که اولین آلبوم در تاریخ موسیقی رپ
 
بود،توسط گروه Sugar Hill Gang در سال 1979 روانه
 
بازار شد.کمپانیهای بزرگ ضبط موسیقی توجه خود را
 
روی این صنعت نوظهور مترکز کردند.
 

پس از آن در زمان اندکی گروههایی مانند "Public
 
Enemy"،"N.W.A و "Ice-T" پا به عرصه ظهور
 
گذاشتند.اکنون با گذشت بیست و هفت سال از ظهور
 
اولین آلبوم رپ،این سبک موسیقی هنوز هم در میان
 
اقشار مردم از محبوبیت بالایی برخوردار است.

اما سبک و سیاق موسیقایی بدون انتقادهایی ک
ه با خود
 
 دارد چیزی کاملا بی ارزش است.در دهه هشتاد
 
بسیاری از آهنگهای رپ به بیان معضلات و سختیهای
 
زندگی زاغه نشینی،هشدارهایی درباره مواد مخدر و
 
شهوت پرستی می پرداختند.این موضوعات باعث شد که
 
 والدین از این بترسند که مبادا این نوع موسیقی
 
کودکانشان را به خشونت و اعمال غیر قانونی سوق
 
دهد.

خوانندگان این سبک از موسیقی منکر این نیستند که
 
موسیقی رپ با صراحت درباره موضوعات  ناخوشایندی از
 
 قبیل سیاست،نژادپرستی،معضلات اجتماعی،مواد مخد
 
ر و... صحبت کند،اما استدلال آنها این است که تمام
 
مردم از نعمت الهی منطق و عقل بهره مندند و هر
 
انسانی می تواند خوب از بد،پاک را از ناپاک و ظلمت را
 
از نور تشخیص دهد.بنا به استدلال آنها،هواداران این
 
موسیقی به کمک عقل و منطق می توانند بین درست و
 
 نادرست تفاوت قائل شوند و با لمس نزدیکتر ناملایمات و
 
 پلیدیهای زندگی اجتماعی و روزمره،بتوانند با آگاهی
 
بیشتری بین جاده ی مرگ آفرین انحراف و جاده روشنایی
 
 تفاوت قائل شوند.
 
 
 
منبع:
 
موفق و پيروز باشيد.
عليرضا

parshad

parshad

http://parshad.blogfa.com

ما 3 نفر

ما 3 نفر

ما 3 نفر

به وبلاگ پریسا و مهسا و علیرضا خوش آمدید.همه چی داریم.نامردی نکرده و نظری بدهید.
با تشکر...یکی از ما 3تا.
زمانی که به راستی آرزویی داشتی تمام کاینات به نحوی عمل میکنند که به آرزوی خود برسی

ما 3 نفر

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ

template blog